تبليغاتX
Emil:kalantar_mahal31@yahoo.com

#FFFFFF
درویش خود کرده را تدبیر نیست
گریه کن
 گريه کن

گریه کن جدایی ها ما رو رها نمی کنن

آدما انگار برای ما دعا نمی کنن

 

گریه کن حالا حالا از هم باید جدا بشیم

بشینیم منتظر معجزه ی خدا بشیم

 

گريه کن منم دارم مثل تو گريه می کنم

به خدای آسمونامون گلايه می کنم

 

گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

 

گریه کن سبک میشی روزای خوب یادت میاد

گرچه تو تقویمامون نیستن اون روزها زیاد

 

گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد

واسه مشکلاتی که بودش و هست و حل نشد

 

گریه کن واسه همه ، واسه خودت برای من!

توی بارونی ترین ثانیه حرفاتو بزن

 

گریه کن تا آینه شه باز اون چشای روشنت

واسه موندن لازمه ، فدای گریه کردنت

 

I Want To CRY

سلام

خوبين؟

از همه بچه ها ممنونم که برام کامنت گذاشته بودن

قبلا که فقط يه فرد مجهول داشتيم که کامنت می زد و من نميشناختمش (م گ س و )

ولی الان شدن دوتا اين يکی ديگه کيه (رهگذر)

ما که نفهميديم کيه فقط در جوابش بگم که آره هنوزم ميگم که « مشکی رنگ عشقه مث رنگ چشای مهربونت‌»

و در جواب (م گ س و?) هم بگم که مرسی از اينکه به فکر منی ولی من نمی تونم ناراحت نباشم و بهترين کاری که می تونم انجام بدم اينه ==>

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------

وقتي گريم ميگيره دلم ميگه مبارکه

قدر اشکاتو بدون هنوز چشات بي کلکه

 

وقتي گريم ميگيره يه آسمون باروني ام

اما به کي بگم خدا من تو دلم زندوني ام

چه زود گذشت ...

چه زود گذشت برای هم بودن و برای هم سوختن

چه زود گذشت بی قراری دیدارمان

چه زود دستانت از درخشش نوازش به تیرگی

بی مهری عادت کرد و لبخند غبار سایه سردی از جلوه بودنت را نشانم داد

چه زود نشانه کوچه باغهای خاطره را فراموش کردی

چه زود قرارمان را آفت پژمردگی زد

چه زود در بیشه ی تو آهوی سرگردان من

که به تو پناه آورده بود رانده شد

چه زود بی قرار تنهایی شدیم و چه زود همراهیمان گذشت

چه زود گذشت بی قراری دیدارمان...

سلام

دلم خيلی گرفته

چرا هيچکس از دوستام آنلاين نيست

اه  اين وبلاگ هومن هم که باز نمی شه

حسابی ضد حال الان هم دارم با ایرج چت می کنم

اولش يه جور ديگه راجع به ایرج فکر می کردم ولی حالا ميبينم نه خيلی مرده

خيلی آقاس آخر با مراماس به خدا می خواد بره انوره آبها پیش خواهرش آرزو می کنم سالم برسه مقصد

يه جورايی بغض شديدا گلومو گرفته و فکر کنم باز هم بايد گريه کنم تا سبک شم ولی متاسفانه تو کافی نت هستم و گريه زاری خيته

فعلا بای

خدا کنه تا شب حالم بهتر شه چون مهمون داريم---------------------------------------------

 

2 نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 11:38  توسط فرهاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام من فرهاد ذوالفقاری هستم اهل کرمانشاه و این وبلاگم تقدیم می کنم به عاشقایه دل سوخته و امیدوارم تو زندگی هیچ وقت شکست روحی نخورین((عشق ایستادن و خیس شدن زیر باران نیست.عشق اینست که برای دیگری چتر شوی و دیگری هرگز نداند چرا خیس نشده))زندگی را دوست دارم با تمام بد بیاریش/عشق رادوست دارم با تمام بیقراریش/میخوام اشکمو بفهمم وقتی از چشمام می ریزه / تنهای گرچه کشندس واسه من خیلی عزیز/ تو کتابا نوشته عاشق خیلی تنهاس, خیلی خستس/جای بارون بهاری رویه چترای شکستس/اما من می گم یه عاشق همیشه دنیا رو داره/گرچه من ندارم /همه .چترارو باید بست وقتی
آسمون می باره/نون عشق می خورم منت نونوارو ندارم/ سینه سوختیه عاشقم با کسی دوا ندارم/ تو این دنیاکه گرگ و برگی تو ذاتشه /من می خوام خودم باشم/ با کسی کاری ندارم/زنده بودن نمی خوام زندگی قاموس منه/فقط و فقط دو رنگی تنها کابوس منه/گرچه خاکم زیر پا اما غرورم آسمون/((مشکی رنگ عشقمه ترانه ققنوس منه)) ..........

نوشته های پیشین
اسفند 1385
مهر 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
فروردین 1384
پیوندها
بزرگترین وب سایت کرمانشاه
  ماوي ديله ايلم اوز له ميندي يم
  کلیک کن می بینی
  دیجیتال( کیوان)
  جیگرتو
  عشق سوختیه (امیر)
  (هک)
  محبت که گناه نست (حمید عزیز)
  عشقوزندگی...غم وشادی...تلخی وشیرینی
  توپپپپپپپپپپ موزیک
  پروانه ات خواهم ماند
  این هم روایتی است (آلکس)
  کسی که مثل هچ کس نیست
  بغض خاموش
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
فرهاد ذوالفقاری